عبد الشكور فلاح
35
زينة القرآن ( آموزش تجويد قرآن ) ( فارسى )
كه هنگام اداى حروف مستعليه انتها و ريشهء زبان به سمت كام بالا ( سقف دهان ) حركت مىكند و در نتيجه ، حروف به صورت پر و قوى تلفظ مىشوند . به اين مثالها دقت كنيد . قصص - اغطش - انقض - شططا - ظهر - يغضضن - خرج توضيح دربارهء اين صفت : در بعضى كتب تجويدى براى صفت استعلاء و كيفيت عملى آن مراتبى گفتهاند كه باتوجّه به متحرك بودن ، ساكن بودن و ديگر ويژگيهاى حروف مستعليه متفاوت است كه به علت طولانى شدن مطلب از ذكر جزئيات آن در اينجا خوددارى مىكنيم و توضيح بيشتر را به بحث تفخيم حروف وامىگذاريم . 6 - استفال ضد استعلاء به معناى پايين آمدن و پستى است و در تجويد ، عبارت است از نازك و ضعيف ادا شدن حروف باقيمانده كه مستفلهاند . توضيح لازم : چون الف هميشه ساكن و ماقبل آن مفتوح است متصف به هيچيك از دو صفت استعلاء و استفال نمىشود و اينكه گاهى پر و زمانى هم ضعيف و نازك خوانده مىشود به خاطر مجاورت آن با حرفى است كه قبل از آن قرار دارد . بنابراين ، اگر حرف پيش از الف از حروف استعلاء ( و يا « ر » ) باشد ، الف به تبعيت از آن پر و قوى و اگر از حروف استفال باشد ، الف نازك تلفظ مىگردد . در كلمات زير الف را باتوجّه به حرف پس از آن تلفظ كنيد : اياتنا - كان - صادقين - غافرين - رازقين 7 - اطباق در لغت ، به معناى پوشانيدن و روى هم قرار گرفتن است و در تجويد ، آن است كه هنگام اداى چهار حرف مطبقه ( ص ض ط ظ ) ، وسط زبان كام بالا را پوشانيده ، با